محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
26
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
اشبيليه ، اندك مدتى يعنى در اواسط سال 629 ه به نداى او پاسخ مثبت دادند . سپس قرطبه و اشبيليه از دعوت او عدول كردند و به ابن هود گرويدند . هنگامى كه آتش فتنه در اشبيليه افروخته گرديد و رهبر شورش ابو مروان الباجى ، عامل ابن هود را از شهر بيرون كرد ، محمد بن يوسف بن الاحمر دست اتحاد به او داد و هر دو بر ضد ابن هود جنگ درپيوستند و او را در چند جنگ منهزم ساختند ولى محمد بن يوسف بن الاحمر بر ابو مروان الباجى غدر كرد و تا ميدان را از چنان رقيبى خالى كند توطئه كرد و او را به قتل آورد . « 10 » زمانى دراز بر اين نگذشت يعنى در سال 630 ه كه جيان و شريش و مالقه و بسيارى دژها و شهرهاى نزديك به تصرف او درآمد . اشبيليه و نواحى غربى اندلس همچنان استقلال خود را در ظل حكومت بعضى از امراى موحدين حفظ كرده بود . خيل كثيرى از مسلمانان پس از افتادن شهرهايشان به دست مسيحيان به نزد او مىگريختند . محمد بن يوسف بن الاحمر توانست از اين فراريان و پناهندگان لشكر بزرگى از سواره و پياده به وجود آورد . چون كار ابن هود رونق گرفت و قلمرو خويش را به سمت غرب و جنوب گسترش داد و بر غرناطه مستولى گرديد و خليفهء عباسى نيز او را بر آنچه فراچنگ آورده بود منشور امارت داد ، محمد بن يوسف بن الاحمر صلاح كار خود در آن ديد كه خويشتن در سايهء فرمان او كشد ولى ابن هود پس از زمانى كوتاه در سال 635 ه درگذشت و چنان كه گفتيم دولتش از هم فروپاشيد . در اين هنگام محمد بن يوسف بن الاحمر كوشيد تا ميراث او را در انحاء منطقهء وسطاى اندلس از آن خود كند . ابن هود عتبة بن يحيى المغيلى را امارت غرناطه داده بود . عتبه خصم محمد بن يوسف بن الاحمر بود و او را بر منابر سبّ مىكرد . عتبه حاكمى ظالم بود ، چون بر مردم غرناطه سخت گرفت جماعتى به زعامت ابن خالد بر او بشوريدند ، و قلعه و قصر او را تصرف كردند و كشتندش و اطاعت از ابن الاحمر را اعلان كردند و او را به غرناطه فراخواندند . ابن الاحمر در يكى
--> ( 10 ) . تاريخ ابن خلدون ج 4 / ص 169 . ابن الخطيب : اللمحة البدريه فى الدولة النصريه ، ص 31 .